۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

اثرات اقتصادی مثبت تحریمها و ترتیب دادن ، یارانه ها را!

وقتی مجبور هستیم وانمود کنیم که مسوولان مملکتی ما ، راستگوترین و درستکارترین مسوولان مملکتی در همه دنیا هستند ، پس طبیعی است که مجبور شویم خیلی چیزهای دیگر را هم وانمود کنیم ! بلانسبت بعضی چارپایان گرامی مانند خر ، آدمی حیران می ماند که بعضی ها فکر کرده اند اگر ما خیلی چیزها را از روی اجبار وانمود می کنیم ، حتما آنقدر با همان گرامیان مورد اشاره هم قرابت نظری و عملی پیدا کرده ایم که در عالم واقع هم به آنها ایمان و اعتقاد پیدا کنیم . به هر حال ، حالا که دوران وانمود کردن است و یکی از مسوولان معتقد است تحریمها هیچ اثری بر خانواده های ایرانی نداشته است و یکی دیگر از مسوولان هم می گوید اتفاقا خیلی هم اثر مثبتی داشته است و یکی از مسوولان می گوید از فردای شبی که ترتیب یارانه ها داده شود ، خیلی هم وضع مردم خوب می شود و یک مسوولی هم معتقد است در طول تاریخ هیچ وقت وضع معیشت ملت به خوبی این پنج سال نبوده است و همه مسوولان می گویند هر کسی ، غیر از این چیزهایی که ما می گوییم ، بگوید ، فتنه گر اقتصادی است و می بریمش آنجایی که در نزدیکیش آسایشگاه سالمندان است ، ما هم در تایید همه فرمایشها و رهنمودهای مسوولان با صدای بلند سه بار گفتیم صحیح است . و از این رو بنا به آنچه در جامعه می بینیم ، معتقدیم که تحریمها اثر مثبتی بر زندگی مردم داشته است و وضع زندگی مردم هیج وقت به این خوبی نبوده است و مسلما از صبح روزی که شب قبلش ترتیب یارانه ها را می دهند ، وضع مردم بهتر هم خواهد شد و شاهد این مدعا مشاهده های ما از سطح شهر است که به شرح زیر بیان می گردد :

مدتهاست کودکانی را نمی بینیم که با سر و وضعی آشفته و سیاه و کثیف در پی فال فروشی و آدامس فروشی و گل فروشی باشند . هیچ جای این کشور ، تحصیلرده بیکاری وجود ندارد و همه تحصیکردگان ، خود کارآفرینند و حتی اگر بتوانند در آژانس محله با رانندگی ، اوقات فراغت خود را پر می کنند و به همسایگان خود کمک هم می نمایند . همه خانواده های ایرانی بدون کمترین مشکل و دردسر نیازهای غذایی خود به گوشت قرمز و سفید و انواع میوه و سبزی را مطابق با بالاترین استانداردهای سازمانهای بین المللی همچون فائو ، تامین می کنند . در این مملکت هرگز نمی بینیم که زنان و دختران جوان و نوجوان برای تهیه نان شب ، تن خود را حراج کنند . کسی به یاد نمی آورد در این سالها ، معلمان با مشکل معیشتی مواجه باشند . وضع مالی پرسنل ارتش آنچنان خوب است که همگی با عشق و علاقه ، تمام وقت خود را صرف ارتقای توان نظامی ارتش نموده و نیازی به کسب و کارهای دوم و سوم ندارند . در عالی بودن وضع معیشت مردم همین بس که کسی نمی شنود در اداره یا سازمانی کسی صراحتا یا تلویحا طلب رشوه کند . مردم ایران از آنچنان رفاهی برخوردارند که فقط و فقط هشت ساعت در شبانه روز کار می کنند و مابقی وقت خود را صرف رسیدگی به خانواده و تفریح و شادمانی می کنند . هیچ کارگری نیست که ، حتی یک روز حقوق خود را با تاخیر بگیرد و هیچ واحد صنعتی یا کشاورزی تعطیلی در این کشور وجود ندارد . تولید ناخالص ملی کشور ، خیلی زیاد است و رشد اقتصادی خیلی بیشتر است و تورم نزدیک به صفر است و بیکاری نداریم و به جای آن شاخص سرکاری داریم که به معنای میزان سرکار بودن یا شاغل بودن افراد بوده ، رقمش بیش از سیصد درصد است . یعنی مردم ما سه برابر سرکار و شاغل هستند و در عین حال ساعت کارشان هم همان هشت ساعت در شبانه روز است . قیمت مسکن در ایران ، روزانه کاهش می یابد و مردم نیازی به تبدیل پول خود به ارز و طلا نمی بینند . در مجموع همه چیز بیانگر آن است که تحریمها بر اقتصاد ما تاثیر مثبت داشته و هیچ وقت در طول تاریخ ، وضع زندگی ملت به این خوبی نبوده و همه منتظرند که آن آقا و سایر مسوولان ترتیب یارانه ها را بدهند تا وضع مردم از این هم بهتر شود .


۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه

مزایای حکومت نکردن نظامیان در کشورمان

در روزها و ماههای گذشته ، روزانه هزاران بار خداوند را شکر گفتیم که در کشورمان یک دولت شصت و سه درصدی بر سر کار است و مانند بسیاری از ممالک عقب مانده و خاک بر سر شده دنیا ، اسیر حکومت نظامیان نیستیم . تازه حالا که شرایطمان این است روزی نیست که چندین خبر و مصاحبه از نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی منتشر نشود . پس وای به حال کشورهایی که رسما حکومتشان در دست نظامیها و امنیتیهاست ! مانده ایم حیران که مردمان این کشورها چگونه اخبارشان را تحمل می کنند ؟ مابقی مصائبش به کنار !

از اینها گذشته ، اما مات و سرگردان این بزرگان نظامی و انتظامی و امنیتی هستیم که وقتی حرفهایشان را کنار هم می گذاریم انصافا دچار افت فشار خون و سرگیجه می شویم . یکی از فرماندهان مدعی می شود که یک هفته ای می توانند همه زنان خیابانی را جمع کنند اما مشکل این است که بعد از جمع آوری نمی دانند آنها را کجا نگهداری کنند . در واقع نمی دانند کجا پهنشان کنند . مخصوصا که کهریزک هم لو رفته و درنتیجه تعطیل شده است ! فرمانده دیگری از راه می رسد و می گوید نمی توانند کالاهای قاچاق را جمع کنند . در واقع در مورد کالاهای قاچاق برعکس زنان خیابانی نمی دانند اینهایی که پهن شده است را چگونه جمع کنند ! البته طبیعی هم هست . آدمی وقتی خودش در کف بازار باشد و به هر حال با دیگران ، سلام و علیکی هم پیدا کند و نان و نمکی بخورد ، مجبور می شود بعضی چیزها را نبیند . عیبی هم ندارد ! فعالیت اقتصادی که جرم نیست ! یک فرمانده دیگری از راه می رسد و می گوید با کسانی که در روند کار بازار اخلال کنند برخورد شدید می شود . به عبارت دیگر ، هر کاسبی که مغازه اش را تعطیل کند اول جمع می کنند و بعد پهن می کنند . یک فرمانده دیگر می آید و با افتخار سینه اش را سپر می کند و می گوید که اعتراضات مردمی سال گذشته را به خوبی مدیریت کرده اند و در نتیجه مردم از خیابانها جمع شده اند . همزمان به عنوان تمرین انتظامی ، تظاهرات مردمی درست می کنند و خودشان با آن برخورد می کنند و آدمی می ماند که اگر اعتراضی وجود ندارد و همه چیز مدیریت شده است ، پس برای چه برادران را به زحمت می اندازند که در قالب مانور ، همان یک ذره مردانگی باقیمانده در وجودشان را هم با کلاه گیس و ماتیک و مانتو به کناری بگذارند و ادای زنان را در بیاورند . به هر حال اداره امور امنیتی و انتظامی مملکت که الکی نیست . کنترل آشوبگران و فتنه گران بسیار انرژی بر است ! دیگر فرصتی برای حل مسائل کم اهمیتی مانند قاچاق کالا نمی ماند . تازه با مساله فساد و فحشا هم که نباید برخورد سخت کرد . این از جمله مواردی است که باید با آن به صورت نرم روبرو شد . بگذریم از اینکه همه این فرماندهان عزیز اصولا در مورد همه مسائل و مشکلات بشریت هم صاحبنظر هستند و قاعدتا در حال ارائه مشاوره به مدیر کل محترم امور دنیا می باشند . حالا فرقی هم ندارد که موضوع مورد بحث در حوزه اقتصاد یا سیاست یا دیپلماسی یا سینما یا مسابقات سپک تاکرای قهرمانی آسیا باشد . تازه به همه این دغدغه ها ، باید توطئه انسداد دارایی های شخصی را هم اضافه کرد .

توضیح عکس : نیروهای انتظامی ، در حال حل همه معضلات و مشکلات انتظامی و امنیتی جامعه


۱۳۸۹ مهر ۱۰, شنبه

این آتش هنوز روشن است!

سی سال از زمانی که آتش جنگ میان دو کشور قدرتمند و ثروتمند آن روز خاورمیانه ، ایران و عراق ، شعله ور شد ، گذشت . اینکه چه عواملی و یا چه کسانی در آغاز آن آتش افروزی نقش داشتند ، موضوع این نوشته نیست . بلکه ، این قلم در اندیشه آن است که آیا آن آتش برافروخته ، بیست و دو سال پس از پایان اسمی آن جنگ ، لااقل در ایران خاموش شده است ؟ پاسخ این پرسش ، آنجا اهمیت می یابد که می بینیم امروز عده ای آنچنان خود را مالک و متولی میراث جنگ می دانند که تو گویی ، جنگ را ارثی جز شادمانی و سرور و خوشبختی برای این ملت نبوده است ! کسانی هستند که هنوز هم هرگونه سخنی در نفی و نقد جنگ را جرمی نابخشودنی می دانند و به گونه ای در دفاع از آنچه که بنا به ادعایشان دفاع مقدس بوده است ، داد سخن می رانند که اگر کسی نداند ، فکر می کند این گروه و تمامی اعضای خانواده شان در تمامی سالهای جنگ در خط مقدم جبهه ها جنگیده اند و بعد از جنگ هم ، زندگی خود را وقف پاکسازی میادین مین و سازندگی خرابه های باقیمانده از جنگ کرده اند ! و از این رو خوب است مشخص شود که آیا آنچه جنگ برای این ملک و ملت به جا گذاشته است ، فقط حماسه آفرینی و فتح الفتوح بوده است یا اینکه حقیقت جنگ چیزهای دیگری هم بوده است که نباید دیده شود تا بتوان ره افسانه زد ؟! باید پرسید و جست و دید و اندیشید . آیا حقیقت جنگ امثال حسن فیروزآبادی هستند ، یا مردانی که اعضای بدنشان را در جنگ از دست دادند و بعد از آن هم سالهاست که با انواع بیماری ها و آسیبهای جسمی و پیامدها و دشواریهای ناشی از آن ، خود و خانواده شان ، دست در گریبانند ؟! آیا سیمای واقعی جنگ و دستاوردهای آن را باید در سیمای کسانی مانند آن آقا و اطرافین مدعیش همچون صادق محصولی و اسفندیار رحیم مشایی دید یا برای درک سیمای حقیقی جنگ باید به آسایشگاهها یا خانه هایی که در آنها کهنه سربازان دارای آنواع آسیبها و اختلالات روانی و عصبی نگهداری می شوند ، سرکشی کرد ؟! آیا حقیقت جنگ را حسین شریعتمداری و همپالکیهایش درک کرده اند که مشخص نیست چه در رژیم سابق و چه در نظام کنونی ، تا زمان پایان جنگ ، چه می کرده اند و چه گلی به سر بشریت می زده اند یا اینکه همسران و فرزندان ابراهیم همت و مهدی و حمید باکری می توانند بگویند جنگ با آنها و خانواده هایشان چه کرده است ؟! آیا حقیقت جنگ امثال محمدعلی جعفری و یداله جوانی و عبداله عراقی و محمدرضا نقدی هستند ، یا سرگذشت و سرنوشت امثال داوود کریمی ها ، نشان از حقیقت جنگ دارد ؟! این کدام جنگ است و اینها چه کسانی هستند که می گویند جنگ آنها را لایق خودش کرده بود ؟! سهم ملت ایران از این جنگ چه بوده است ؟ اصلا ملت که نیروی غیرنظامی محسوب می شود و الان ، در این برهه زمانی خیلی برای مدعیان جنگ اهمیتی ندارد ، اما یک نفر پیدا شود و محض رضای خدا بگوید که نقش ارتش و ارتشیان در آنچه که به آن دفاع مقدس می گویند چه بوده است ؟ بیم آن است که در آینده نه چندان دور ، این خواهران و برادران لباس شخصی ، که میانگین سنیشان به زور ، به سی تا سی و پنج سال می رسد مدعی شوند که فتح خرمشهر کار آنها بوده است و چون مردم در آن روز شادمانی کرده اند ، پس شکی نیست که همه ملت ایران از جنگ راضی بوده اند و خیلی خوشحال می شوند اگر با همت این دوستان جنگ جدیدی هم به راه بیفتد ! و سخن آخر اینکه ، چه این حضرات مدعی خوششان بیاید و چه خوششان نیاید ، حقیقت جنگ جز زشتی و پلشتی و فلاکت و بدبختی و ماتم و اندوه نیست . هیچ انسان عاقل و بااحساسی از جنگ افروزی ، استقبال نمی کند و با یادآوری خاطرات جنگ دچار شعف نمی شود . هیچ حکومت عاقلی هم در جهان سعی نمی کند به جای التیام زخمهای ملتش بعد از جنگی طولانی و پرهزینه و پرتلفات ، هر سال و هر ماه و هر روز خاطرات آن روزهای سخت را برای ملتش زنده کند و داغشان را تازه نماید . شک نکنید که بخش بزرگی از آنچه امروز در جامعه ما به عنوان اختلالات شخصیتی و روانی یا ناهنجاری و حالتهای عصبی و پرخاشگری به چشم می خورد ، از آثار ماتاخر جنگی است که رنجش را ملتی برده و دسترنجش را قومی معدود درو کرده اند ! و این آتش هنوز روشن است و دردا و دریغا که قربانیان زنده جنگ یا گوشه نشین خانه و بیمارستان و آسایشگاه هستند و یا از کرامات سالهای اخیر در کنج زندان و حصر و یا به دنبال یک لقمه نان حلال ، روز و شب را هم گم کرده اند و آن گاه مدعیان جنگ از اینکه نام خودشان و یا رفقایشان در فهرست سیاه انسداد دارایی های شخصی قرار دارد از درد به خود می پیچند . و چه تناقض نمای تلخ و شیرینی که این آتش هنوز روشن است !


۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

شکر نعمت

از آنجا که حضرت سعدی فرموده است:"منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت . هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات . پس در هر نفسی دونعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب ." وقتی شنیدیم که خبرگان از نخبگان خواسته اند ، به خاطر یک سری نعمتهای خاص خدا را شکر کنند ، به خودمان گفتیم برای آنکه شکر نعمت ، نعمت را افزون می کند ، باید نعمتهایی که داریم را بشناسیم تا خوب شکرگزاری کنیم . در ضمن این را هم بگویم که ما در نخبه بودن خودمان هیچ شک نداریم ، زیرا وقتی آن آقا خودش را نخبه می داند و حسن رحیم پور ازغدی و محسن رضایی و همه برادران لاریجانی هم جزء نخبگان هستند ، پس مثل روز روشن است که ما هم نخبه محسوب می شویم . البته ما از خواص نیستیم و این تنها فرق ما با آنهایی است که اسمشان را بردیم . بگذریم ! حالا وقت شکرگزاری است :

پروردگارا ! تو را شکر می گوییم که به خاطر بعضی نعمتهایی که به ما دادی ، همه جهان به جز ایران و ونزوئلا و جنوب لبنان و غزه در حال فروپاشی هستند .

خداوندا ! تورا شاکریم که نعمتهایت باعث شده است در تولید بنزین خودکفا شویم و در عوض دچار کمبود محصولات و فراورده های پتروشیمیایی باشیم .

بارالها ! نمی دانیم با چه زبانی از تو تشکر کنیم که باعث شدی قبل از مرگمان از زبان مسوولان کشور بشنویم که کوروش ، لزوما هم آدم بد و جنایتکار و بی تربیتی نبوده است و بسیجی بوده است و ضحاک آهنگر هم شوکر و اسپری گاز اشک آور حمل می کرده است !

خداوندا ! دستت درد نکند که نعمتهایت ثابت کردند حادثه یازده سپتامبر هم مثل ماجرای هلوکاست کلا اتفاق نیفتاده است و اگر هم اتفاق افتاده است ، کار آمریکا و اسراییل و انگلیس و آلمان و فرانسه و اخیرا شاید روسیه بوده است .

خدایا ! تو را بابت نعمتهای بزرگی به نام روزنامه کیهان و حسین شریعتمداری و صدا وسیمای عزت ضرغامی و رفقا ، خیلی شاکریم .

بارالها ! خیلی ممنون بابت نعمتهایی به نام احمد جنتی و احمد خاتمی .

خداوندا ! تو را بابت سیب زمینیهایی که نعمتهایت به ما می دادند سپاسگزاریم .

یا رب ! انصافا در باب شکرگزاری نعمتهایی همچون سعید مرتضوی و سردار رادان و سردار جعفری و سردار احمدی مقدم و بقیه بر و بچه ها ، زبانمان قاصر است .

پروردگارا ! این یکی را اگر اجازه بدهی با زبانی از جنس مردم بگوییم ! دمت گرم که نعمتهایت ، جهانی را از سردرگمی خارج کردند و نشان دادند که آن ممه مورد نظر را لولو برده و آب را باید در محل سوختگی ریخت .

بارالها ! ممنون که صدقه سر نعمتهایت ، مردم سرشار از رفاه و آسایش و شادمانی هستند و سفره ها رنگین و نفتی است چشمه ها جوشانند و گاوها شیرافشان !

خداوندا ! اگر نعمتی را از قلم انداختیم و بابت آن شکرگزاری نکردیم تو به بزرگواری خودت ببخش و به ما توانی بده که حرفهای پرمغز بزنیم و جهان را مدیریت کنیم و اگر هم خودمان نمی توانیم بکنیم ، به آنها که می خواهند بکنند کمک بکنیم !


۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

نامگذاری روزها

در راستای اینکه اصولا نامگذاری برای روزهای سال جزو واجبات است و همه روزهای سال باید بوی اصول و ارزشها را بدهند و از مزایای بقیه دولت نهم یکی همین است که بعد از سالها ، سنت حسنه شعار دادن را احیا نموده است و با عنایت به نقش خیلی مهم مردم در همه مسائل کشور و توجه بسیار زیاد همه مسوولان محبوب و مردمی به نظرات مردم ، پیشنهادها و نظرات خود را درباره نامگذاری روزهای گوناگون سال ، به شرح زیر جهت اعمال در تقویم رسمی کشور اعلام می داریم :

1- روز یک فروردین ، به مناسبت اعلام انزجار مردم از عید طاغوتی نوروز ، روز مبارزه با مظاهر طاغوت

2- روز دوازده فروردین ، با توجه به نقش مهم آن آقا و اسفندیارش در رفراندوم سال پنجاه و هشت به عنوان روز معجزه هزاره

3- روز بیست فروردین ، با توجه به وجود دو روز گوناگون در تقویم به نامهای غزه و قدس و با هدف جلوگیری از ایجاد احساس تبعیض بین مردم شهرهای گوناگون و متفاوت فلسطین به نام روز کرانه باختری رود اردن

4- روز یکم اردی بهشت به مناسبت تقدیر از شعر و ادب انقلابی و متعهد ، به نام روز علی معلم دامغانی . لازم به ذکر است که این روز قبلا به نام سعدی بود که چون در حال حاضر موضوعیت و متولی ندارد و هیچ یک از اعضای خانواده سعدی زنده نیستند ، این روز از تقویم حذف و به شکل جدید تغییر یافت .

5- روز دهم اردی بهشت که قبلا به نام روز خلیج فارس بود به منظور پیشگیری از دلگیری و ناراحتی احتمالی برادران عرب از تقویم حذف و در عوض به منظور ایجاد همدلی و اتحاد بین ملتهای مسلمان جهان به نام روز جنوب لبنان نامگذاری شود .

6- روز چهاردهم خرداد ، به مناسبت پاسداشت حرکت خودجوش امت همیشه در صحنه در جلوگیری از سخنرانی یکی از چهره های فتنه گر که خود را منتسب به بنیانگذار انقلاب می داند ، روز نواده روح الله ، سید حسن نصر الله

7- روز بیست و دوم خرداد ، به خاطر یک سری مسائل ، روز ملی آمار و محاسبات عددی و عدد سازی و شصت و سه درصد

8- روز بیست و پنجم خرداد ، به دلیل اصلاح الگوی مصرف و همچنین مدیریت منابع کشور و به منظور رفاه حال شهروندان از تقویم رسمی حذف شود .

9- روز سی خرداد ، به مناسبت شکست توطئه دشمنان در کشته نمایی ندا آقا سلطان و خیلی های دیگر ، روز همبستگی با ملت سیل زده پاکستان

10- روز هفدهم تیرماه به مناسبت سالگرد انحلال سازمان طاغوتی و آمریکایی و صهیونیستی مدیریت و برنامه ریزی کشور و گشوده شدن فصلی نوین در اداره ایران ، روز مدیریت جهانی

11- روز هجدهم تیرماه ، به دلیل تلاش عوامل نفوذی دشمن در سال هفتاد و هشت در سرقت ریش تراش دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران ، روز مبارزه با ریش تراشی

12- روز نوزدهم تیرماه به خاطر تقدیر از زحمات و تلاشهای سعید مرتضوی ، سردار رادان و سایر دوستان ، روز کهریزک

13- روز بیست و هفت تیر ماه به مناسبت آخرین نماز جمعه ای که هاشمی رفسنجانی خواند و بعد از آن به دلیل درخواستهای مکرر مردمی اجازه حضور در نماز جمعه را پیدا نکرد ، روز درآوردن چشم فتنه از نماز جمعه

14- روز پانزده مرداد ، به خاطر تقدیر از مردم شهیدپرور آرادان در اهدای معجزه هزاره به مردم جهان ، روز آرادان و حومه

15- روز هفده شهریور به همان دلایلی که در بند سه ذکر شد ، روز رام الله

16- روز سی شهریور ، که قبلا توسط عوامل بیگانگان و عده ای سوسول و فکل کراواتی به شکل بی معنایی به نام گفت و گوی تمدنها نامیده می شد به روز فروپاشی همه دنیا به جز ایران و ونزوئلا تغییر نام یابد .

17- روز سی و یک شهریور که سالگرد شروع جنگ ایران و عراق است ، به خاطر نقش ارزنده بقیه دولت نهم در پایان دادن به جنگ و همچنین حل همه مشکلات کشور که در اثر بی تدبیری و خیانتهای همه دولتهای قبل از نهم ایجاد شده بود ، به نام روز ملی ابراز انزجار و محکوم کردن همه دولتهای قبل از نهم

18- روز یکم مهر ماه ، به نام روز قطع کردن دست استکبار جهانی از مدارس ، دانشگاهها و سایر جاها

19- روز پانزدهم مهر ماه ، روز ملی حمایت از دولت مظلوم هیتلر در برابر اتهام واهی هلوکاست

20- روز پانزده آبان به مناسبت تقدیر از زحمات همه تلاشگران عرصه فرهنگ و اطلاع رسانی و امنیت و سپاه و بهداشت عمومی و ساخت و ساز اسکله های نفتی و واردکنندگان انواع کالاهای چینی و تولید کنندگان ساندیس ، به نام روز فیلتر و پارازیت

21- روز بیست و یک آبان به مناسبت تقدیر از زحمات گوش فرسای برادران و خواهرانی که نه دیده می شوند و نه شنیده می شوند ، اما همه مکالمات و تلفنهای دیگران را می شنوند ، به نام روز شنود و حریم خصوصی

22- روز شانزده آذر ، ضمن حذف عنوان قبلی ، به منظور اعلام حمایت از سخنان گوهربار و رهنمودهای حکیمانه دانشجویی که وزیر علوم است ، به نام روز ملی با خاک یکسان کردن دانشگاهها ، آن هم به صورت خودجوش

23- روز یکم دی ماه ، همزمان با شب یلدا بنا به دلایل گوناگون به نام روز تجلیل از مقام لولوهایی که ممه ها را می برند

24- روز عاشورا ، به نام روز تلاش همگانی برای جلوگیری از سرقت خودروی نیروی انتظامی

25- روز بیست و دو بهمن ، به نام روز خودجوش تلاش برای ممانعت از حضور مردم در رویدادهای ملی و پاسداشت مقام چماق

26- روز بیست و نهم اسفند ، ضمن حذف عناوین قبلی و به منظور تقدیر از هنرمندان محبوب و مردمی مانند محمدرضا شریفی نیا ، علیرضا افتخاری ، پروانه معصومی ، مجید مظفری و احمد نجفی به نام روز هنر متعهد و مردمی

۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

آقای افتخاری ! بمان و بخوان !

شنیده ام علیرضا افتخاری اعلام کرده است که در پی فشارهایی که اخیرا از سوی افکار عمومی به او و خانواده اش وارد شده است قصد ترک وطن را نموده و کشور فرانسه را برای اقامت برگزیده است . این نوشته بر آن است که از علیرضا افتخاری بخواهد در این مملکت بماند و برای آنها که دوستش دارند بخواند . و از این رو ، روی سخن با علیرضا افتخاری است ! همو که روزی به عنوان شاگرد خلف مکتب آوازی زنده یاد استاد تاج اصفهانی نامیده می شد . کسی که وقتی آتش دل و مهرورزان را منتشر نمود علاقمندان به موسیقی ایرانی را به ظهور پدیده ای جدید در آواز ایرانی امیدوار کرد و از همین رو بود که نامش خیلی زود در کنار نامهایی مانند محمدرضا شجریان و شهرام ناظری قرار گرفت . همان علیرضا افتخاری که در سالهای میانی دهه هفتاد با ارائه سه گانه نیلوفرانه ، مخاطب عام را نیز به شنیدن موسیقی ایرانی تحریض نمود و در سالهای پایانی دهه هفتاد با ارائه آلبوم یاد استاد ، نه تنها خاطرات نسلهای قدیمی را زنده کرد که در میان نسل جوان نیز طرفداران بیشماری برای خود دست و پا کرد . و روی سخن با همان علیرضا افتخاری است که بعضی ها را خیلی دوست دارد و البته این دوست داشتن از روی ادب است ! آقای افتخاری ! در کشورت بمان و برای آنها که دوستت دارند و دوستشان داری بخوان ! فرانسه جای تو نیست ! گمان مبر که اگر امروز جلای وطن کنی و به تبعید خودخواسته به فرانسه بروی ، در خارج از کشور همانگونه از تو استقبال می شود که از دیگر ایرانیان به تبعید رفته ! جنابعالی در صورت خروج از کشور ، در بهترین حالت جایگاهی مانند کامران نجف زاده پیدا خواهی کرد ! اطمینان دارم که او را می شناسی . حتما در راهروهای صدا و سیمای خصوصی عزت ضرغامی و شرکا او را دیده ای ! اما بدان و آگاه باش که نوع کار تو با نجف زاده بسیار متفاوت است و به همین خاطر ، این رفتنت چندان عاقبت به خیری به بار نمی آورد . با این بصیرتی که حضرتعالی از خود بروز داده اید ، آن هم درست در شرایطی که بزرگان صنف موسیقی یا در بستر مرگند ، یا در کنج ازلت و یا آنقدر بی بصیرت که حتی پخش صدای دعا و نیایشان در کشور اسلامی به منزله اقدام علیه امنیت ملی است ، شک نکن که روزهای درخشانی در انتظار تو و امثال گلریز و اصفهانی و عصار خواهد بود . پس بمان و بخوان ! اگر باورت نمی شود به تجربه دوستان دیگرت در سایر صنوف هنری نگاهی بینداز . محمدرضا شریفی نیا ، احمد نجفی ، مجید مظفری ، پروانه معصومی و دیگرانی از این دست ! حداقل اینکه اگر بمانی ، آواز تیتراژ سریالها و فیلمهایی که همین هنرمندان متعهد و بابصیرت ستارگان آن هستند ، سهم تو خواهد بود . جنابعالی هم که مدتهاست قید آواز و تصنیف خوانی در چارچوب ردیف ایرانی را زده ای و هر چه پیش آید می خوانی تا به قول خودت به آهنگسازان جوان روحیه و اعتماد به نفس بدهی . پس چه باک از اینکه حتی به جای هنرپیشگان هم بخوانی ! سینمای آبگوشتی هنوز هم خواننده می خواهد ! پس بمان و بخوان ! آقای افتخاری ! اگر از ایران بروی ، جایی که خوانندگان آن طرف آبی سالهاست حق آب و گلی برای خودشان دست و پا کرده اند ، چندان نباید به استقبال از کنسرت و آلبومت خوشبین باشی ، زیرا مخاطب ترجیح می دهد نسخه اصلی آوازها و ترانه ها را از خوانندگان اصلی کار بشنود و چندان تمایلی به شنیدن بازخوانی آثار خوانندگان مورد علاقه اش ندارد ! پس باز هم بمان و برای آنها که چون دوستشان داری دوستت دارند بخوان ! دنیا را چه دیدی ! شاید سال آینده در دیدارهای محمدرضا شریفی نیا و مجید مظفری و احمد نجفی و یوسفعلی میرشکاک و علیرضا قزوه و حداد عادل و موسوی گرمارودی با مقامات ، بخشی را هم به آواز خوانی تو و خوانندگان بصیری مانند تو اختصاص دادند ! و بالاخره اینکه آقای علیرضا افتخاری ! آنها که در این سالها از ایران رفته اند به استثناء امثال کامران نجف زاده ، اکثرا نخبگان و چهره های برجسته ای بوده اند که بنا به هزار و یک دلیل که جنابعالی از شدت علاقمندی به بعضی ها ترجیح می دهی از آنها بی خبر باشی بار سفر بسته اند و کمتر پیش آمده که کسی به خاطر فشار افکار عمومی از ایران برود . پس بهتر است حضرتعالی هم بمانی و بخوانی ! آقای علیرضا افتخاری ! در ایران بمان و در چشمان مادران ندا و سهراب و دهها و صدهها مادر دیگر نگاه کن و بخوان ! بمان و چهره های نحیف و رنجور اما مصمم امثال عیسی سحرخیز و احمد زیدآبادی و مصطفی تاج زاده و کیوان صمیمی و دیگران را به خاطر بیاور و بخوان ! بمان و اگر محمدرضا شجریان و شهرام ناظری پذیرفتند در یک هماوردی موسیقایی در قالب سه شب کنسرت پیاپی شرکت کن تا بدانی که مردمی که از دید آنها که دوستشان داری خس و خاشاکند چقدر دوستت دارند و محبوبیتت را در قیاس با خوانندگانی که خود را صدای خس و خاشاک می دانند محک بزن . آقای افتخاری ! بمان و بخوان زیرا این مملکت و شرایط امروز آن ، حاصل دستپخت آنهایی است که دوستشان داری و دریغا که دستپخت محبوبت را نچشی ! بمان تا بدانی که مقام و جایگاه استادی مانند مناصب حکومتی نیست که یک شبه و آنی اعطا شود و محبوبیت و جاودانگی را باید در دلهای مردم جست ، نه در دستان صاحبان مقام ! لااقل نگاهی به زندگانی استادان همشهریت ، تاج اصفهانی و جلیل شهناز و حسن کسایی بینداز . جناب افتخاری ! برای شما در خارج از مرزهای این کشور ، جایی نیست ، پس بمان و همین جا بخوان !


۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

وحدت


عاقلان می دانند که اصولا ما سالهاست که تسلیم زور نمی شویم ، مگر آنکه زورش زیاد باشد و البته این موضوع ربطی به آن ندارد که باید وحدت داشته باشیم و هیچکس حق ندارد که وحدت نداشته باشد . اما برای اینکه وحدت داشته باشیم ، باید اول خوب بفهمیم که وحدت یعنی چه و به چه چیزی وحدت می گویند ؟

وحدت به طور کلی یعنی اینکه باید نظرتان در مسائل مختلف به آن آقا نزدیکتر باشد . به عبارت دیگر وحدت یعنی شصت و سه درصد مردم به آن آقا نزدیک هستند و مابقی هم ، از هر کس که به آن آقا نزدیک نیست دور شده اند و آنهایی که به آن آقا نزدیک نیستند همگی در یک سال گذشته از جامعه محو شده اند . وحدت همچنین به معنای آن است که همه مردم و آحاد جامعه آزادند هرطور که یک عده خاص می خواهند فکر کنند و حرف بزنند و هر کس غیر از این عمل کرد چون وحدت را رعایت نکرده است باید زندانی شود . وحدت یعنی اینکه یک عده باید زندانی باشند و یک عده دیگر به طور همزمان نقش شاکی ، قاضی ، بازجو و زندانبان را بازی کنند . وحدت عبارت از آن است که یک گروه هر وقت دوست داشتند ، در هر مکانی دست به تظاهرات و تجمع بزنند اما یک عده دیگری اگر خواستند برای هواخوری هم از خانه خارج شوند ، توسط عده اول با چوب و چماق و گاز اشک آور پذیرایی شوند . این تعریف از وحدت به معنای واقعی در راهپیمایی های سیزده آبان و بیست و دو بهمن سال گذشته به تصویر درآمد . وحدت یعنی صدا و سیمای عزت ضرغامی و روزنامه های کیهان و جوان و وطن امروز و خبرگزاری های فارس و ایرنا . وحدت یعنی همه مجبور و مکلفند که از احمد جنتی و احمد خاتمی و محمد علی جعفری و یداله جوانی و حسن فیروز آبادی و احمدی مقدم و رادان و رسایی و سعید جان مرتضوی و مهدی جان کلهر و اسفندیار رحیم مشایی و مهرداد جان بذرپاش و مهمتر از همه آن آقا خوششان بیاید و از شنیدن صدا و دیدن سیمایشان قند در دلشان آب شود و در عوض همه تلاش خود را برای کشتن میرحسین موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی و خاندان هاشمی و سید حسن خمینی به خرج دهند . وحدت یعنی هر کس که در سرش به جای پشگل و پهن مغز بود یا باید از دنیا برود یا باید از مملکت برود و یا اگر هیچکدام از این کارها را نکرد برای ادامه زندگی به زندان منتقل شود . وحدت یعنی استفاده از پارازیت و فیلترینگ و دستگاههای شنود نوکیا-زیمنس . وحدت یعنی محمدرضا شجریان مزدور بیگانگان و موسیقیش غنا است اما علیرضا افتخاری خیلی استاد است و موسیقیش کاملا حلال است حتی اگر آوازها و ترانه هایش بازخوانی آثار اجرا شده درکاباره های دبی و ترکیه باشد . وحدت یعنی محمدرضا شریفی نیا و پروانه معصومی و مجید مظفری . وحدت یعنی یک عده از ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و با دریافت پول و وعده گردش در ایران و دریافت خانه برای دو سه روز به کشور می آیند و در مقابل ، همه چهره های برجسته و تحصیلکرده ای که هر روز و هر شب از کشور خارج می شوند ، چون وحدت نمی کنند ، پس بهتر است بروند . وحدت یعنی در همه مملکت فقط یک حزب داریم . وحدت یعنی نواده روح الله ، سید حسن نصرالله ! وحدت یعنی اینکه اگر کسی خواست مجلس ختم برگزار کند یا سر قبر بستگانش برود نیاز به اخذ مجوز از کلیه دستگاههای امنیتی ، غیر امنیتی ، ضدامنیتی و قضایی داشته باشد . وحدت یعنی اینکه نویسندگان آزادند هر چه دوست دارند بنویسند و در کتابخانه خانه خودشان نگه دارند . وحدت یعنی اگر از عده ای به دستگاه قضایی شکایت کنی ، خودت باید به زندان بروی و اگر همان عده از تو شکایت هم نکنند باز هم خودت باید به زندان بروی .

چنانکه ملاحظه می شود وحدت دارای معنا و مفهوم بسیار عمیقی است و همه باید نان و پنیر خودشان را بخورند و وحدت داشته باشند . بدیهی است که عدم پایبندی به وحدت ، در حکم نقض حقوق بشر خواهد بود و مسوولیت عواقب آن متوجه کسانی است که وحدت نداشتند .